![]() |
یکشنبه 10 مرداد 1395 |
![]() ![]() "آموزش تار و سه تار تهران و کرج"
ــ یک جلسه به عنوان مشاوره و آموزش مبانی بصورت رایگان
ــ زمان هر جلسه حداقل یک ساعت
ــ در نظر گرفتن شیوه ای منحصر به فرد برای آموزش هر هنرجو به تناسب ویژگی ها، توانایی ها و علائق شخصی
ــ خصوصی ، نیمه خصوصی
ـــ مبتدی ، پیشرفته
تلفن:
09361890088
-------------------------
آموزش و تدریس تار، سه تار، تنبک، تنبور، نی، پیانو، کیبورد و ...
آموزش موسیقی برای کودکان
و تهیه و فروش انواع سازهای ایرانی
![]() ![]() ![]() ![]() |
آموزش سه تار و تار.تلفن:09361890088
حسین علیزاده سال ۱۳۳۰ در منطقه سید نصر الدین بازار تهران متولد شد. دورههای آموزش موسیقی را در هنرستان موسیقی تهران زیر نظر استادانی چون هوشنگ ظریف و حسین دهلوی طی کرد و پس از راه یابی به رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران از محضر دیگرانی چون حبیبالله صال حی،محمود کریمی، علی اکبر شهنازی،داریوش صفوت، نورعلی خان برومند، سعید هرمزی، یوسف فروتن و عبدالله خان دوامی نکته های نوازندگی تار و سه تار و ردیف موسیقی سنتی ایران در سطوح عالی را فرا گرفت.
علیزاده از سالهای ابتدایی دهه پنجاه به تدریس درکانون پرورش فکری کودکان و پرداخت و همزمان شکل دهی گروه مرکز حفظ واشاعه و شیدا و عارف و گروه سازهای ملی و حضور در برنامههای موسیقی جشن و هنر شیراز را دنبال کرد که حاصل آن تدوین و اجرای دستگاه ماهور توسط گروه مرکز حفظ و اشاعه (جشن هنر شیراز۱۳۵۴) و کنسرت نوا با خوانندگی پریسا (فاطمه واعظی) در سال ۱۳۵۵ همین جشن بود.
در این سالها علیزاده با ساخت و اجرای قطعاتی چون سواران دشت امید و حصار فرمی تازه را به موسیقی ایرانی اضافه کرد که نبوغ وی دراین زمینه را نشان داد.
ساخت کنسرتوی نی و ارکستر با عنوان نینوا در سالهای ابتدایی دهه شصت نام علیزاده را بیش از گذشته بر زبان ها جاری ساخت. این قطعه که با نی جمشیدعندلیبی به عنوان تکنواز نی اجرا شد، از جمله شاخص ترین قطعات تاریخ موسیقی ایران به شمار می رود که علیزاده آن را با الهام از تحولات سالهای ابتدایی دهه شصت تصنیف کرد.
پس از تعطیلی و توقف موسسه چاووش، علیزاده برای ادامه تحصیل موسیقی به دانشگاه آزاد برلین رفت و در سالهای میانی دهه شصت به ایران بازگشت و گروه شیدا و عارف را بازسازی کرد که حاصل آن کنسرت شور انگیز با صدای شهرام ناظری ، صدیف تعریف و بیژن کامکار در تالار وحدت بود. این کنسرت بعدها با صدای شهرام ناظری در آلبومی به همین نام انتشار عمومی یافت.
پس از آن علیزاده به تجربه در ساخت انواع موسیقی پرداخت که در زمینه موسیقی ایرانی در قالب تکنوازی می توان به آثاری چون ترکمن، پایکوبی، همایون(با سه تار) و ماهور، هجرانی، همنوایی، نوا (تار) در زمینه گروه نوازی آلبوم های راز ونیاز (با صدای علیرضا افتخاری) صبحگاهی (با صدای محسن کرامتی) و آثاری به صورت گروه نوازی (آوای مهر،راز نو، به تماشای آبهای سپید، نی نوا، عصیان و واریاسیون کردی) اشاره کرد.
علیزاده در زمینه موسیقی فیلم هم تجربههای موفقی داشت که از جمله آنها میتوان به موسیقی فیلمهای چوپانان کویر (حسین محجوب)، دل شدگان (علی حاتمی)، گبه (محسن مخملباف)، عشق طاهر (محمد علی نجفی)، ایران سرای من است (پرویز کیمیاوی)، زمانی برای مستی اسبها (بهمن قبادی)، ابر و آفتاب (محمود کلاری)، میراث کهن (سید محمد میر سلطانی)، زشت و زیبا (احمد رضا معتمدی)، لاک پشتها هم پرواز میکنند (بهمن قبادی)، نیومانگ (بهمن قبادی) و موسیقی متن سریال تلویزیونی زیر تیغ اشاره کرد.
وی همچنین درزمینه انتشار کتاب و آلبومهای آموزشی تجربههای موفقی داشت که انتشار ده قطعه برای تار (در ۴ جلد) ردیف میرزا عبدالله (اجرا باتار و سه تار)، دستور تار و سه تار دوره متوسطه تا پیشرفته (کتاب ونوار) بوسههای باران (مجموعه تصانیف) و پارتیتور قطعه نوا از جمله کارهای وی در این زمینه است.
حسین علیزاده از سالهای پایانی دهه ۷۰ همکاری خود را با محمد رضا شجریان وکیهان کلهر و همایون شجریان آغاز کرد که حاصل آن اجرای کنسرتهای مختلف در اروپا وامرکا و کنسرت همنوا بابم در تهران (تالار کشور) بود. حاصل همکاری شجریان و علیزاده آلبومهای فریاد، همنوا بابم، داد و بیداد، زمستان و نوا بود
علیزاده در سال ۸۳ با ژیوان گاسپاریان همکاری مشترکی داشت که حاصل آن کنسرتی در کاخ نیاوران بود که بعدها این کنسرت در قالب آلبومی به نام به تماشای آبهای سپید انتشار عمومی یافت و تا مرحله نهایی جایزه گرمی برای بخش موسیقی جهانی پیش رفت. حسین علیزاده در کمک به ساخت سازهای تازه تجریههای موفقی داشت که از آن میان میتوان به ابداع سازهای سلانه و شور انگیز اشاره کرد که هم اینک نیز در کنسرتهایش از آن بهره میگیرد. همچنانکه در معرفی سازندگان سازها نیز پیشگام بود و درکنسرتهای خود از سازندگان سازهایی که خود با آنها تکنوازی می کرد در بروشور کنسرت یاد کرده است.
hamshahrionline.ir
کوک کردن ساز از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد زیرا نواختن و تمرین ساز بدون کوک درست نه تنها نتایج مناسبی را نخواهد داشت بلکه موجب از بین رفتن حساسیت گوش به عنوان اصلی ترین عامل مهم نوازندگی خواهد بود. در گذشته هنرجویان ساز تار و سه تار پس از سال ها تلمذ در نزد استاد مربوطه توانایی فراگیری روش های کوک کردن ساز تار و سه تار را می آموختند. این روش ها اغلب بر مبنای حساسیت گوش و اتکا به قوه ی شنوایی هنرجویان ارائه می گردید. در شیوه های اموزش مجازی که سعی در ارائه سریع تر مطالب از یکسو و عدم دسترسی مستقیم و حضوری استاد سه تار از سوی دیگر است، می توان از نرم افزار ها و یا ابزار های موجود در سطح اینترنت و بازار استفاده نمود. در زیر به روش های کوک کردن ساز سه تار و تار ، مبنا و انواع کوک های متداول در میان نوازندگان تار و سه تار خواهیم پرداخت:
همانگونه که در پست قبل اشاره شد، از ابزارهای مانند تیونر برای کوک کردساز استفاده می نماییم. اگرچه تیونر ابزاری دقیق و کارامد برای تمامی نوازندگان محسوب می گردد اما بهتر است کوک کردن را پس از طی چند سال از اموزش خود نزد استاد مربوطه بصورت گوشی فراگیرید. تا علاوه بر تقویت دقت و حساسیت گوشتان به درک صحیح و بهتری از کوک ساز برسید. در هر حال شرایط اموزش آنلاین موسیقی ایجاب می نماید که از روش های دیگر کمک آموزشی نیز در جهت فراگیری استفاده نماییم. ابزار های معرفی شده در پست قبلی نیز به خوبی نیاز اولیه شمارا برای کوک نمودن سازتان توسط خود برطرف می نماید.نحوه کار با تیونر را در ادامه شرح خواهیم داد: ساز سه تار دارای چهار سیم می باشد.که دو سیم اول آن مجزا و سیم های سوم و چهارم سه تار نیز معمولا بصورت مشترک و یکسان کوک می گردند. در موسیقی ایرانی مبنای واحد و مشخصی برای کوک سازهایی چون تار و سه تار موجود نمی باشد و نوازندگان غالبا بر اساس سلیقه شخصی و حس و حال خود در لحظه ساز را با اندک تغییراتی کوک می نمایند. این امر در ابتدا کمی موجب سردرگمی هنرجویان و علاقه مندان می گردد اما در ادامه موجب تنوع در صدادهی و رنگ آمیزی صوتی ساز ها می گردد. به عنوان مثال سیم اول سه تار که به سیم DO نیز مرسوم می باشد در ساز بسیاری از اساتید با تغییراتی در کوک بروی نت های متفاوتی چون Si ، La و ... نیز کوک می گردد. دلیل این امر تنها سلیقه شخصی نوازنده و فیزیک صوتی ساز وی می باشد. ما نیز بر همین اساس و بر مبنای شیوه های متداول اقدام به تعیین نت هر سیم خواهیم نمود.
همانطور که گفته شد سیم اول را سیم Do می نامند و منظور نت اول چرخه ی توالی نت ها (دو) می باشد.در سازهایی مانند سه تار می توانیم بسته به نوع ساز کمی این سیم را شل تر نموده و بروی نت هایی همچون Si و Si (بمل) و یا La , ... نیز کوک نماییم. کوک پیشنهادی برای آْموزش ما برای سیم اول نت Si می باشد. جدای از بحث سلیقه ای با وجود ضخامت سیم های سه تار و عدم تسلط هنر جویان در کوک امکان پاره شدن سیم در نت های بالاتر همچون نت مبنا ( دو) نیز جود دارد و کوک کردن سیم اول بروی نت سی ازین امر نیز تا حدودی جلوگیری خواهد نمود. حال به سراغ تیونر خواهیم رفت و پس از روشن نمودن آن، بروی سیم اول مضراب می زنیم علامت های نشان دهنده ی روی تیونر نشاندهنده نت های موسیقی می باشند. در ابتدا ممکن است این حروف برایتان نا آشنا باشد در جدول زیر حروف دستگاه تیونر و نت معادل آن را برای شناخت بهتر قرار خوهیم داد.
همانطور که اشاره شد سیم اول را بروی نت Si کوک می نماییم. یعنی پس از نواختن مضراب بروی سیم اول سه تار، طبق جدول فوق دستگاه مترونوم می بایست نت B را نشان دهد. درصورت چرخاندن بیش از حد گوشی ساز با سفت شدن بیش از حد آن، امکان پاره شدن آن بسیار می گردد. توصیه می گردد با وجود آشنایی نداشتن به نحوه کوک در ابتدا، پس از هربار چرخاندن گوشی به آرامی به سیم نواخته و با دستگاه نت مورد نظر را چک نمایید تا به نت مورد نظر برسید. همانطور که گفته شد سیم های سه تار معمولا بالارفتن کوک را تا حدود نت های DO , Re تحمل می نمایند و سپس پاره خواهند شد. پس از کوک نمودن سیم اول نوبت سیم دوم می رسد. سیم دوم نیز به نام سیم سل Sol شناخته می شود که به دلیل اینکه سیم اول نیم پرده پایین تر از نت دو یعنی بروی نت سی کوک گشته است، سیم دوم را نیز به جای سل نیم پرده پایین تر می آوریم. بدین ترتیب سیم دوم با توجه به علامت های مترونوم و بر طبق جدول بالا بروی F (دیز) کوک می گردد. در دروس اولیه و مراحل ابتدایی نوازندگی دوسیم سوم و چهارم را که به سیم های بم نیز معروف می باشند یکسان و مانند سیم اول کوک می نماییم. یعنی طبق توضیحات فوق در صورتیکه سیم اول بروی نت سی و حرف B بروی مترونوم کوک گردیده است دو سیم سوم و چهارم را نیز طبق سیم اول بروی همان نت سی و با ترتیب توضیح داده شده کوک می نماییم.
نویسنده: هفت حصار http://www.hafthesar.blogfa.com
اول خرداد ماه مصادف است با تولد منسوبی جلیل شهناز، نوازنده ای که بیش از نیم قرن افتخار و سرآمد هنر تارنوازی ایران بوده است.
جلیل شهناز هنرآموخته مکتب خانوادگی اش و رشد یافته در محیط هنرپرور اصفهان است. هنر موسیقی شهناز معنی کلاسیک موسیقیست، شهناز هنرمندیست از تبار مطربان قدیم ایران زمین. جلیل شهناز دست چپ او به لطف بلندی انگشتان و قدرتش خوش استیل، چابک و نرم است. ویبره های مچ و گلیساندو های شهناز روان و بدون استرس است. اگرچه کمتر شهناز قطعات اصطلاحا" سرعتی می نوازد ولی دست او آماده و مناسب برای اجرای موسیقی در تمپوهای بالا آن هم بسیار تمیز و بدون لغزش بوده، که این مورد هم در نوازندگان تار کمتر به چشم می خورد. در استیل نوازندگی شهناز هیچگونه انقباضی دیده نمی شود و همواره عضلاتش لخت و نرم است. در این نوشته قصد نداریم به نواسازی شهنازی بپردازیم، ولی باید اشاره کنیم که نوازندگی شهناز با تغییر مقامها تا اندازه ای تغییر سبک می دهد؛ نیز با تغییر سازهای همنواز ... دقیقا" این اتفاق در ساز احمد عبادی دیده می شود. با این حال عده ای سه تار نوازی احمدعبادی را فقط با تک سیم و مضرابهای شمرده و چپهای قوی می شناسند در صورتی که عبادی هم با سه تارهای گوناگون در دستگاههای مختلف با ارکسترهای متفاوت اجراهای متفاوت داشته. این از مشخصه های هنرمندان قدیمی بود که موسیقی را با احساس و نه ماشینی می نواختند و بدون تعصب به نتیجه صدای همنوازی یا تکنوازیشان توجه می کردند.
- متد هنرستان موسیقی ملی: کتب دستور مقدماتی تار و سه تار ( در دوجلد) به کوشش اساتید موسی معروفی و روح الله خاقی یکی از قدیمی ترین و معتبر ترین آثار آموزشی موجود می باشد. بدون شک اکثر نوازندگان معاصر و اساتیدی که بعد ها دست به ایجاد مکاتب آموزشی مستقل زده اند با همین شیوه ی اموزشی پرورش یافته اند ازاین رو ضمانت اموزشی و کیفی این متد در طول سال ها اثبات گردیده است. درین شیوه طرح دروس با بسطی منطقی و متناسب ارائه گردیده اند. هنرجویان پس از شناختن پرده های ساز در نواحی بالا، میان، و انتهای دسته ساز با ریتم های متداول، اتودهای تکنیکی متناسب و در نهایت چند آهنگ کوتاه که از نکات آموزشی، تکنیکی و زیبایی شناسانه بسیاری برخوردارند آشنا می گردند . در نهایت در کتاب دوم نیز با دیگر گام های متداول، قطعات رایج و آهنگ های محلی زیبایی آَشنا می شوند. بخشی از رسالت کتب هنرستان ، آشنایی هنرجویان مبتدی با یکی دو دستگاه مهم ردیف دستگاهی و حال و هوای دستگاه ها می باشد اما بطور ویژه تاکیدی بر آموزش بر پایه ردیف دستگاهی نداشته و با آموزش نکات مهم و تکنیکی، آن هارا برای ورود به مرحله بعدی یعنی آموزش ردیف دستگاهی آشنا می کند.
- متد جلال ذوالفنون: یکی از نوازندگان برجسته سه تار و از شناخته شده ترین چهره های سه تار نوازی در روزگار معاصر جلال ذوالفنون می باشد که آثار بیشمار وی در زمینه تکنوازی و گروه نوازی سه تار، با کلام و بی کلام در خاطره بسیاری از علاقه مندان به موسیقی ایرانی ماندگار است. بی شک یکی از دلایل ترغیب جوانان و علاقه مندان به سه تار خاصه در دهه های 60 و 70 فعالیت های گسترده این استاد ارجمند می باشد. وی با تکیه بر تجربیات فردی در طی سالیان متمادی اقدام به تدوین متد مستقلی برای ساز سه تار نموده است. ارزش این متد و نقطه قوت آن در استقلال مفاهیم اموزشی برای ساز سه تار می باشد. نکته ای که پیش از این توجه چندانی بدان نمی گردید. شباهت های بسیار ساز سه تار با تار منجر به قرار گرفتن این ساز به عنوان ساز دوم نوازندگان تار گردیده است و به همین ترتیب مؤلفینی که اقدام به انتشار کتب آموزشی تار نموده اند ، صرف نظر از هرگونه بازبینی در مفاهیم ارائه شده تنها با اوردن نام سه تار در کنار تار بروی جلد کتاب خویش از هردوجنبه داستان سود جسته اند. شیوه آموزشی فوق تا حدودی شباهت به شیوه ی ارائه شده توسط موسی معروفی در کتب هنرستان دارد. ابتدا آموزش پرده های بالا دسته و سپس ناحیه میانی و انتهایی دسته سه تار پرداخته است. با این تفاوت که دروس را در قالبی جدید تحت عنوان پزیسیون های مستقل ارائه نموده است. از سوی دیگر پس از ارائه نکات فوق به سراغ ردیف دستگاهی رفته و با بیانی ساده به ارائه مطالب پرداخته است.
متد حسین علیزاده: حسین علیزداه نیز یکی از نوازندگان شناخته شده و ارزشمند ساز تار و سه تار می باشد. وی نیز متدی مستقل برای آموزش ساز تار و سه تار ارائه داده است. درین روش به ترتیب به موضوعات شناخت ریتم، پرده شناسی و جای نت ها بروی دسته سه تار، آشنایی با فواصل دستگاه ها و در نهایت اتودها و تمرینات تکنیکی برای روان شدن دست و مضراب پرداخته شده است.درین روش برخلاف روش های قبلی که مباحث اشاره شده را به ترتیب و همسو با حرکت هنراموز از ساده به دشوار پی گرفته اند، هر قسمت را جداگانه و بطور کامل آموز داده است. تجربه ی آموزشی چندین ساله نشان داده است که هنرآموزان در ابتدا برای درک ریتم و مباحث مربوط به آن نیاز به گذشت زمان خواهند داشت و توقف درین مراحل به منظور فراگیری مناسب توسط هنرآموز منجر به اتلاف بیش از حد زمان خواهد شد. حال آنکه در کنار این مفاهیم در صورت تدوین مرحله به مرحله، می توان به مرحله های دیگر نظیر نواختن عملی ساز و شناخت پرده های سه تار و .... پرداخت.نکات دیگری چون استفاده از شیوه اتانینی ابداعی توسط علیزاده تحت هجاها و اواهایی جدید نیز دارای اشکالاتی می باشد.عدم معرفی و آموزش اصطلاحات اولیه و حتی نت های موسیقی ( برای هنرجویان تازه کار) یکی از اشکالات دیگر این کتاب است.
متد کیوان ساکت: کیوان ساکت نیز از جمله نوازندگان ساز تار و سه تار می باشد که اقدام به تالیف و انتشار کتاب های آموزشی برای این دو ساز نموده است وی ابتدا کتاب های (( شیوه آموختن تار و سه تار)) را در دو جلد ارائه داد و بعد ها نیز با تکمیل موارد گذشته و رفع نواقص موجود در آن، مجموعه ای تازه با نام (( بیایید تار و سه تار بنوازیم)) را منتشر نمود. متد فوق نیز اگرچه بر خط و مشی و رویکردی مجزا تالیف گردیده است اما به نوعی در ساختار همانند دستور تارو سه تار موسی معروفی تدوین گردیده است. ابتدا به شناخت مفاهیم اولیه و پرده شناسی در ناحیه دسته سه تار پرداخته و سپس با آوردن نمونه هایی از ردیف ماهور در کتاب اول بسط و گسترش یافته است. با این وجود مطالب این مجموعه نیز در جلد اول ، در قیاس با نمونه کتب هنرستان موسیقی ملی از حجم کم تری برخوردار می باشد. از آنجا که درین مبحث به نقد آثار فوق نخواهیم پرداخت از تامل بیشتر بروی متدها خودداری خواهیم نمود. http://www.hafthesar.blogfa.com/
مطلبی که پیش رو دارید نوشته آرین شرادر است که برگردان آنرا به پارسی میخوانید: چوب با رطوبت منبسط و در هوای خشک منقبض میشود. ساز ها می توانند هم در مقابل هوای خشک هم در مقابل هوای شرجی مقاوت کنند البته به شرط آنکه زمان کافی برای وفق دادن با محیط به آنها داده شود. اما تغییرات سریع مشکلاتی را بوجود می آورد. بدترین کاری را که می توان با ساز انجام داد بیش از حد مرطوب کردن ساز در هوای خشک است. اگر خانه یا استودیوی شما خیلی خشک است و ساز ارزشمندی دارید از اسپری و رطوبت سنج دقیق استفاده کنید.البته بیش از حد مرطوب کردن از مرطوب نکردن هوا بد تر است. بهترین راه نگاه داشتن ساز در ابریشم است(پارچه داخل کیف ساز). ابریشم طبیعی و یا پارچه پنبه ای فشرده بافته شده سرعت انتقال رطوبت را کم میکند. الیاف مصنوعی این اثر را ندارند. سعی کنید سازتان را در یکنواخت ترین شرایط ممکن نگه دارید. رطوبت نسبی ۳۵ تا ۵۰ درجه برای خانه مناسب است. اگر ممکن است ساز خود را از خانه بیرون ببرید و یا ممکن است مدتی پیاده راه بروید در روزهایی که هوا بد میباشد اینکار را نکنید و یاحتما از اتومبیل استفاده کنید. هوای بیرون بعد از حدود ۵ دقیقه به داخل جعبه سازتان نفوذ میکند. بیاد داشته باشید سازتان بر خلاف شما منبع گرمای درونی ندارد. اگر دستتان از سرما کرخت شد از آن به عنوان راهنما برای سازتان استفاده کنید. هنگامی که به مکان جدیدی میرسید به سازتان فرصت توافق با محیط را بدهید. بلافاصله پس از ورود به جایی از سازتان استفاده نکنید. پس از رسیدن به مکان جدیدی برای چند دقیقه ساز خود را در جعبه اش باقی گذارید. به این صورت تحمل جابجایی را آسان کرده اید. یک لیوان چای بنوشید و بگذارید یخ دستتان باز گردد! با این تمهیدات می توانید نیاز به تعمیر را کاهش داده و عمر سیمها را زیاد کنید. آگاهی از محیط اطراف و با دقت تمیز کردن ساز و مراقبت از آن میتواند نیاز شما را از رفتن به مغازه تعمیر ساز کم و یا بر طرف کند. از سایت:harmonytalk.com
از چسب به جای سریشوم استفاده نکنید
معمولا" آلات موسیقی ای که شامل سیم و دسته هستند، پس از مدت زمانی باید رگلاژ دسته شوند چراکه مقداری جاخوردگی در دسته ساز بوجود می آید. در سالهای اخیر که چسب چوب و دیگر انواع چسبهای صنعتی به بازار آمده، عده ای مبادرت به استفاده از این نوع چسبها می کنند که متاسفانه ساز تولید شده آنان جنبه یکبار مصرف پیدا می کند چون در آینده دور (مثلا 70 یا 80 سال دیگر) پس از هرگونه جاخوردگی، پیچ خوردگی، شکستگی بر اثر حوادث و ضربه، دیگر ساز را نمی توان ترمیم اصولی کرد، چون اصولا" این چسبها باز نمی شوند. در صورتیکه سازگران قدیم که از چسب گرم سریشم استفاده میکردند به ساز اجازه میدادند تا بتواند قابل تعمیر باشد… امروز هم اگر کمی بوی بد سریشم را تحمل کنیم و قدری حوصله و صرف وقت را چاشنی این فن والا و ذیقیمت کنیم، محصولی بهتر و اصولی تر بدست میاید که رضایت نسلهای بعد را نیز به همراه خواهد داشت. پیش از جاگذاری میخ های بیخ دسته، محل را سوراخ کنید بر اثر کوبیدن میخ های بیخ دسته تار، پس از گذشت زمان ترکهایی (آن هم در محل خطرناکی مثل بیخ دسته!) ظاهر میشود که برای اجتناب از این خسارت میتوان قبل از کوبیدن هر میخ، با مته هم شماره میخ، سوراخی ایجاد کرد و پس از آن میخ را در سوراخ ایجاد شده با فشاری بسیار کمتر فقط "جا زد" نه آنکه با چکش کوبید. مشکلات نوازندگان چپ دست همیشه نوازندگان و هنرآموزان چپ دست تار و سه تار با مشکلاتی روبرو هستند؛ یا ساز را همچون دیگران بدست میگیرند که در این صورت نمیتوانند همچون یک راست دست ساز بزنند و پیشرفت کنند و یا ساز را چپ دست می کنند که در این صورت به چند مشکل دیگر بر می خورند: اول اینکه همیشه باید ساز خود را به کلاس بیاورند و ببرند. دوم اینکه، اگر جایی سازی ببینند نمی توانند آنرا بیازمایند، دیگران هم در مورد ساز ایشان همین مشکل را دارند. سوم اینکه، ساز انتخابی و خریداری شده آنان ممکن است پس از چپ دست کردن افت شدیدی کند، چراکه سیمهای بالا و پائین جابجا شده است که متاسفانه در این سه مورد تقریبا" چاره ای جز تحمل نیست! ولی در مورد چهارم، هنگامیکه بخواهیم سازی را اصطلاحا" چپ دست کنیم، ناچار باید یک ناو در جهت معکوس با ناو موجود روی دسته ایجاد کنیم. این عمل که قدری کارگاهی است و نیز موجب مراجعات بعدی میشود و ضمنا پس از نتیجه کار شکل و ظاهری یکسان و قرینه با ناو قبلی حاصل نمیشود، مشکل ایجاد میکند. پیشنهاد اینکه به سادگی کلیه سازها را از ابتدا با دو ناو بسازیم، یعنی هرکدام در یک طرف دسته تار یا سه تار وسپس ساز را به اصطلاح رنگ و لاک کنیم. شیارهای خرک را تا حد امکان زیاد کنید بر روی خرک بعضی سازهای جدید فقط به تعداد سیم های آن ساز شیار وجود دارد که پیشنهاد می شود بر روی تاج خرک تا جایی که میسر است شیار بیندازیم، چراکه بعضی کوکهای قدیمی را باید با تغییر محل سیم همراه کنیم؛ ضمن آنکه بدین ترتیب هر نوازنده میتواند به سلیقه خود جای سیمها را تغییر دهد. از سایت:harmonytalk.com
نتايج تحقيقات علمي و روان شناسي اعلام مي کند که زيباترين اشکال و سطوح از نظر انسان ها، آنهايي هستند که در ابعاد آنها نسبت طلايي بکار رفته است. اين نسبت به عنوان عدد في خوانده مي شود و معادل آن به صورت اعشاري در حدود 1.618 است.اين نسبت را در دوره رنسانس نسبت اسماني و از قرن 19 نسبت طلايي مي خوانند.
طرح در ابعاد دقيق نيست بدون شک تراشيدن کاسهي تار در ابعاد و تناسبات طلايي فقط ميتواند ناشي از چشم زيباييشناس استاد يحيي باشد که نه فقط در ابعاد کاسه بلکه در تراش تمام منحنيهاي کاسه، نقاره و دهانهها به زيباترين فرم و لطيفترين قوسها و منحنيها تجلي يافته است. البته عده اي ممکن است فکر کنند که تناسبات طلايي از ذهن غربي ها و از ديد زيبايي شناسي انان بدست آمده است، در حالي که اين تناسب در ابعاد بدن انسان و در اندازه هاي برگ گياهان و در طبيعت به وفور ديده مي شود .
برگرفته از کتاب “هنر طراحي ويلون” نوشته سرجيو موراتف به هر صورت بايد اذعان کرد که اين بحث فرصت و مطلب بيشتري را ميطلبد که شايد در زماني ديگر بتوان آن را بهتر و کاملتر بررسي کرد. از سایت:raminjazayeri.com
در سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به همراه خانوادهاش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانواده ای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامهٔ تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سهتار برخوردار شد. همزمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنایی با شخصیتهای موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازهای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سهتار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سهتار متمرکز کرد. او از روشهای اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنماییهای احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همان جا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سهتار پرداخت. در این سالها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سهتار بودند برخوردار گردید. جلال ذوالفنون آثار نوشتاری و صوتی فراوانی در زمینهٔ موسیقی ایرانی از خود به جای گذاشته که از بین آنها میتوان آلبومهای گل صدبرگ و آتش در نیستانبا صدای شهرام ناظری را نام برد. همچنین از دیگر آثار او میتوان به مستانه، سرمستان و شب عاشقان با صدای علیرضا افتخاری و آلبوم شیدایی با صدایصدیق تعریف اشاره کرد. ذوالفنون سالیان متمادی در زمینه تحقیق و تتبع گام برداشت و کوشید جوانان را با این قلمرو آشنا کند. مهمترین کار وی پس از تحقیق، تدریس بود. کتابی با عنوان گل صدبرگ (به کوشش سروش قهرمانلو) که مجموعهای از نوشتهها و خاطراتش درباره موسیقی است، از او منتشر شدهاست.[۲] جلال ذوالفنون در ۲۸ اسفند ماه سال ۱۳۹۰ در اثر خونریزی داخلی پس از جراحی قلب باز، در بیمارستان البرز کرج درگذشت و به وصیت خودش وبا حضور دوستاران و خویشانش در قبرستان امامزاده طاهر کرج دفن شد.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
جلیل شهناز (۱ خرداد ۱۳۰۰ اصفهان - ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ تهران) یکی از سرشناسترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر در ایران بود. زندگینامه: جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشتههای مختلف هنر از جمله تار، سهتار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسیدند. پدرش «شعبانخان» علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سهتار و سنتور هم مینواخت. عموی او غلامرضا سارنگ (سارنج) هم از نوازندگان کمانچه بود. جلیل شهناز، از کودکی به موسیقی علاقهمند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز مینواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد. در کتاب «موسیقیدانان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده آمده است: «شهناز نوازندگی در رادیو اصفهان را از سال ۱۳۲۸ آغاز کرد و در سال ۱۳۳۶ به دعوت سازمان رادیو به تهران آمد و در برنامههای گوناگونی مانند برنامه گلها، ارکستر حسین یاحقی و... به عنوان تکنواز و همنواز به فعالیت پرداخت. وی همچنین در گروه «یاران ثلاث» (همراه با تاج اصفهانی و حسن کسایی) و گروه اساتید موسیقی ایران کنسرتهای بسیاری را در داخل و حارج از ایران اجرا نمود. شهناز در برنامههای جشن هنر شیراز نیز حضوری فعال داشت.» این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیبالله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسائی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری،عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری، محمد رضا شجریان، حسن زیرک(خواننده بزرگ کرد)، علیاصغر شاهزیدی، طباطبائی و محمد اصفهانی همکاری داشتهاست. وی در دههٔ ۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، محمد اسماعیلی (تنبک) و محمد موسوی (نی) «گروه اساتید موسیقی ایران» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرتهای متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت. وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد. در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان، گروهی که با آن کار میکرد را به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت. جلیل شهناز، علاوه برنواختن تار، که ساز اختصاصی اوست، با نواختن ویولون، سنتور و تمبک و آواز -سه تار نیز آشنایی کامل دارد؛ که تمام فایلهای صوتی استاد موجود است و در درجه استادانی چون یاحقی -پایور مینوازد. معروف است که او در شیوه نوازندگی میتواند با ساز خود علاوه برنواختن، آواز هم بخواند. کیومرث، علیرضا، فرشته، فریبا، فروزنده و نوشین از فرزندان استاد شهنار هستند که در کشورهای آمریکا، فرانسه و ایران اقامت دارند. درباره شیوه نوازندگی جلیل شهنازدر آیین نکوداشت جلیل شهناز و درویش خان در فرهنگسرای هنر در سال ۱۳۸۵ گفته شده است:
استادپرویز یاحقی: شهناز دفتر تار را بست
درگذشت
جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح روز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ در بیمارستان آراد درگذشت محمدرضا شجریان پس از درگذشت جلیل شهناز گفت: "استاد جلیل شهناز در من شور و عشق آفرید و من با صدای تار شهناز بدین جا رسیدم و کلمهٔ استاد فقط لایق شهناز و استاد جلیل شهناز را بسان حافظ که تکرار ناشدنیست و با احترام به تمام نوازندگان تار پس از استاد شهناز باید دفتر تار ایران بسته شود." پس از درگذشت جلیل شهناز، رامیز قلی اف نوازنده برجسته تار در جمهوری آذربایجان پیام تسلیتی به همین مناسبت از طریق سفارت جمهوری اسلامی ایران ارسال نمود. آثار
- آلبوم "عطرافشان" (همراه با تمبک محمد اسماعیلی)."زبان تار" (تا تمبک جهانگیر ملک)... - کتاب «گلهای جاویدان» (پانزده قطعه برای تار و سه تار). نت نگاری: هوشنگ ظریف. انتشارات سرود، تهران، ۱۳۷۹. برخی از آلبومهای جلیل شهناز:
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
این سازها در گروه بندی سازهای موسیقی سنتی ایران در گروه سازهای زهی زخمه ای سه تار
این ساز دارای 4 سیم می باشد و سیم ها توسط ناخن انگشت سبابه نوازنده مرتعش می شود .
|
|