"آموزش تار و سه تار تهران و کرج" ــ یک جلسه به عنوان مشاوره و آموزش مبانی بصورت رایگان ــ زمان هر جلسه حداقل یک ساعت ــ در نظر گرفتن شیوه ای منحصر به فرد برای آموزش هر هنرجو به تناسب ویژگی ها، توانایی ها و علائق شخصی ــ خصوصی ، نیمه خصوصی ـــ مبتدی ، پیشرفته تلفن: 09361890088 ------------------------- آموزش و تدریس تار، سه تار، تنبک، تنبور، نی، پیانو، کیبورد و ... آموزش موسیقی برای کودکان و تهیه و فروش انواع سازهای ایرانی
روز شهناز
اول خرداد ماه مصادف است با تولد منسوبی جلیل شهناز، نوازنده ای که بیش از نیم قرن افتخار و سرآمد هنر تارنوازی ایران بوده است. 

جلیل شهناز هنرآموخته مکتب خانوادگی اش و رشد یافته در محیط هنرپرور اصفهان است. هنر موسیقی شهناز معنی کلاسیک موسیقیست، شهناز هنرمندیست از تبار مطربان قدیم ایران زمین. 
بداهه نوازی های شهناز در تاریخ موسیقی ایران بی نظیر و همواره زبانزد بوده است. این پختگی و تسلط او روی حالتها و فضاهای موسیقی ایرانی را حتی می توان در اجراهای دوره جوانی او دید که نشاندهنده نبوغ اوست. از مشخصه های مهم جلیل شهناز شناخت بالای او روی ساز تار است؛ شهناز تار را رام شده در دست دارد و به هر سو که خواهد می برد( نکته ای که بسیاری از تارنوازان جدید در آن ضعف بسیار دارند!) 
audio file سه گاه جلیل شهناز 
در دست راست، فشار روی مضراب و خرک، زاویه مضراب نسبت به سیم، سرعت برخورد آن با سیم، فاصله محل برخورد مضراب با سیم نسبت به خرک و نوع قرار گرفتن مضراب در دست، همه و همه در جمله جمله موسیقی او با دقت و ظرافت مورد بررسی قرار گرفته و با مهارت نواخته می شود. 
ریزهای او نسبت به نوع موسیقی گاهی سریع، گاهی شمرده و شفاف است. این ریزها در جملات مختلف موسیقی نسبت به اقتضای قطعه استفاده می شود و در موارد بسیاری، قطعات، حتی بدون ریز و فقط با مضرابهای متنوع تک اجرا می شود و گاهی با کندکاری دست چپ ... 
audio file قسمتی از کنسرت جلیل شهناز 

audio fileتکنوازی دشتی از جلیل شهناز 

ostad Shahnaz  
جلیل شهناز
دست چپ او به لطف بلندی انگشتان و قدرتش خوش استیل، چابک و نرم است. ویبره های مچ و گلیساندو های شهناز روان و بدون استرس است. اگرچه کمتر شهناز قطعات اصطلاحا" سرعتی می نوازد ولی دست او آماده و مناسب برای اجرای موسیقی در تمپوهای بالا آن هم بسیار تمیز و بدون لغزش بوده، که این مورد هم در نوازندگان تار کمتر به چشم می خورد. 
در استیل نوازندگی شهناز هیچگونه انقباضی دیده نمی شود و همواره عضلاتش لخت و نرم است. در این نوشته قصد نداریم به نواسازی شهنازی بپردازیم، ولی باید اشاره کنیم که نوازندگی شهناز با تغییر مقامها تا اندازه ای تغییر سبک می دهد؛ نیز با تغییر سازهای همنواز ... دقیقا" این اتفاق در ساز احمد عبادی دیده می شود. با این حال عده ای سه تار نوازی احمدعبادی را فقط با تک سیم و مضرابهای شمرده و چپهای قوی می شناسند در صورتی که عبادی هم با سه تارهای گوناگون در دستگاههای مختلف با ارکسترهای متفاوت اجراهای متفاوت داشته. این از مشخصه های هنرمندان قدیمی بود که موسیقی را با احساس و نه ماشینی می نواختند و بدون تعصب به نتیجه صدای همنوازی یا تکنوازیشان توجه می کردند. 

سجاد پورقناد
http://www.harmonytalk.com/
نویسنده : taar-setaar
بررسی ویژگی ها و تفاوت های متد های آموزشی موجود تار و سه تار

- متد هنرستان موسیقی ملی:  کتب دستور مقدماتی تار و سه تار ( در دوجلد) به کوشش اساتید موسی معروفی و روح الله خاقی یکی از قدیمی ترین و معتبر ترین آثار آموزشی موجود می باشد. بدون شک اکثر نوازندگان معاصر و اساتیدی که بعد ها دست به ایجاد مکاتب آموزشی مستقل زده اند با همین شیوه ی اموزشی پرورش یافته اند ازاین رو ضمانت اموزشی و کیفی این متد در طول سال ها اثبات گردیده است.

درین شیوه طرح دروس با بسطی منطقی و متناسب ارائه گردیده اند. هنرجویان پس از شناختن پرده های ساز در نواحی بالا، میان، و انتهای دسته ساز با ریتم های متداول، اتودهای تکنیکی متناسب و در نهایت چند آهنگ کوتاه که از نکات آموزشی، تکنیکی و زیبایی شناسانه بسیاری برخوردارند آشنا می گردند . در نهایت در کتاب دوم نیز با دیگر گام های متداول، قطعات رایج و آهنگ های محلی زیبایی آَشنا می شوند. بخشی از رسالت کتب هنرستان ، آشنایی هنرجویان مبتدی با یکی دو دستگاه مهم ردیف دستگاهی و حال و هوای دستگاه ها می باشد اما بطور ویژه تاکیدی بر آموزش بر پایه ردیف دستگاهی نداشته و با آموزش نکات مهم و تکنیکی، آن هارا برای ورود به مرحله بعدی یعنی آموزش ردیف دستگاهی آشنا می کند.

 

- متد جلال ذوالفنون: یکی از نوازندگان برجسته سه تار و از شناخته شده ترین چهره های سه تار نوازی در روزگار معاصر جلال ذوالفنون می باشد که آثار بیشمار وی در زمینه تکنوازی و گروه نوازی سه تار، با کلام و بی کلام در خاطره بسیاری از علاقه مندان به موسیقی ایرانی ماندگار است. بی شک یکی از دلایل ترغیب جوانان و علاقه مندان به سه تار خاصه در دهه های 60 و 70 فعالیت های گسترده این استاد ارجمند می باشد. وی با تکیه بر تجربیات فردی در طی سالیان متمادی اقدام به تدوین متد مستقلی برای ساز سه تار نموده است.

ارزش  این متد و نقطه قوت آن  در استقلال مفاهیم اموزشی برای ساز سه تار می باشد. نکته ای که پیش از این توجه چندانی بدان نمی گردید. شباهت های بسیار ساز سه تار با تار منجر به قرار گرفتن این ساز به عنوان ساز دوم نوازندگان تار گردیده است و به همین ترتیب مؤلفینی که اقدام به انتشار کتب آموزشی تار نموده اند ، صرف نظر از هرگونه بازبینی در مفاهیم ارائه شده تنها با اوردن نام سه تار در کنار تار بروی جلد کتاب خویش از هردوجنبه داستان سود جسته اند.

شیوه آموزشی فوق تا حدودی شباهت به شیوه ی ارائه شده توسط موسی معروفی در کتب هنرستان دارد. ابتدا آموزش پرده های بالا دسته و سپس ناحیه میانی و انتهایی دسته سه تار پرداخته است. با این تفاوت که دروس را در قالبی جدید تحت عنوان پزیسیون های مستقل ارائه نموده است. از سوی دیگر پس از ارائه نکات فوق به سراغ ردیف دستگاهی رفته و با بیانی ساده به ارائه مطالب پرداخته است. 

 

متد حسین علیزاده: حسین علیزداه نیز یکی از نوازندگان شناخته شده و ارزشمند ساز تار و سه تار می باشد. وی نیز متدی مستقل برای آموزش ساز تار و سه تار ارائه داده است. درین روش به ترتیب به موضوعات شناخت ریتم، پرده شناسی و جای نت ها بروی دسته سه تار، آشنایی با فواصل دستگاه ها و در نهایت اتودها و تمرینات تکنیکی برای روان شدن دست و مضراب پرداخته شده است.درین روش برخلاف روش های قبلی که مباحث اشاره شده را به ترتیب و همسو با حرکت هنراموز از ساده به دشوار پی گرفته اند، هر قسمت را جداگانه و بطور کامل آموز داده است.

تجربه ی  آموزشی چندین ساله نشان داده است که هنرآموزان در ابتدا برای درک ریتم و مباحث مربوط به آن نیاز به گذشت زمان خواهند داشت و توقف درین مراحل به منظور فراگیری مناسب توسط هنرآموز منجر به اتلاف بیش از حد زمان خواهد شد. حال آنکه در کنار این مفاهیم در صورت تدوین مرحله به مرحله، می توان به مرحله های دیگر نظیر نواختن عملی ساز و شناخت پرده های سه تار و .... پرداخت.نکات دیگری چون استفاده از شیوه اتانینی ابداعی توسط علیزاده تحت هجاها و اواهایی جدید نیز دارای اشکالاتی می باشد.عدم معرفی و آموزش اصطلاحات اولیه و حتی نت های موسیقی ( برای هنرجویان تازه کار) یکی از اشکالات دیگر این کتاب است. 

 

متد کیوان ساکت:  کیوان ساکت نیز از جمله نوازندگان ساز تار و سه تار می باشد که اقدام به تالیف و انتشار کتاب های آموزشی برای این دو ساز نموده است وی ابتدا کتاب های (( شیوه آموختن تار و سه تار)) را در دو جلد ارائه داد و بعد ها نیز با تکمیل موارد گذشته و رفع نواقص موجود در آن، مجموعه ای تازه با نام (( بیایید تار و سه تار بنوازیم)) را منتشر نمود. متد فوق نیز اگرچه بر خط و مشی و رویکردی مجزا تالیف گردیده است اما به نوعی در ساختار همانند دستور تارو سه تار موسی معروفی تدوین گردیده است. ابتدا به شناخت مفاهیم اولیه و پرده شناسی در ناحیه دسته سه تار پرداخته و سپس با آوردن نمونه هایی از ردیف ماهور در کتاب اول بسط و گسترش یافته است. با این وجود مطالب این مجموعه نیز در جلد اول ، در قیاس با نمونه کتب هنرستان موسیقی ملی از حجم کم تری برخوردار می باشد.

از آنجا که درین مبحث به نقد آثار فوق نخواهیم پرداخت از تامل بیشتر بروی متدها خودداری خواهیم نمود.

http://www.hafthesar.blogfa.com/

نویسنده : taar-setaar
چند توصیه برای محافظت از ساز

مطلبی که پیش رو دارید نوشته آرین شرادر است که برگردان آنرا به پارسی میخوانید: چوب با رطوبت منبسط و در هوای خشک منقبض میشود. ساز ها می توانند هم در مقابل هوای خشک هم در مقابل هوای شرجی مقاوت کنند البته به شرط آنکه زمان کافی برای وفق دادن با محیط به آنها داده شود. اما تغییرات سریع مشکلاتی را بوجود می آورد.

بدترین کاری را که می توان با ساز انجام داد بیش از حد مرطوب کردن ساز در هوای خشک است.

اگر خانه یا استودیوی شما خیلی خشک است و ساز ارزشمندی دارید از اسپری و رطوبت سنج دقیق استفاده کنید.البته بیش از حد مرطوب کردن از مرطوب نکردن هوا بد تر است.

بهترین راه نگاه داشتن ساز در ابریشم است(پارچه داخل کیف ساز). ابریشم طبیعی و یا پارچه پنبه ای فشرده بافته شده سرعت انتقال رطوبت را کم میکند. الیاف مصنوعی این اثر را ندارند.

سعی کنید سازتان را در یکنواخت ترین شرایط ممکن نگه دارید. رطوبت نسبی ۳۵ تا ۵۰ درجه برای خانه مناسب است.

اگر ممکن است ساز خود را از خانه بیرون ببرید و یا ممکن است مدتی پیاده راه بروید در روزهایی که هوا بد میباشد اینکار را نکنید و یاحتما از اتومبیل استفاده کنید.

هوای بیرون بعد از حدود ۵ دقیقه به داخل جعبه سازتان نفوذ میکند. بیاد داشته باشید سازتان بر خلاف شما منبع گرمای درونی ندارد.

اگر دستتان از سرما کرخت شد از آن به عنوان راهنما برای سازتان استفاده کنید. هنگامی که به مکان جدیدی میرسید به سازتان فرصت توافق با محیط را بدهید.

بلافاصله پس از ورود به جایی از سازتان استفاده نکنید.

پس از رسیدن به مکان جدیدی برای چند دقیقه ساز خود را در جعبه اش باقی گذارید. به این صورت تحمل جابجایی را آسان کرده اید. یک لیوان چای بنوشید و بگذارید یخ دستتان باز گردد!

با این تمهیدات می توانید نیاز به تعمیر را کاهش داده و عمر سیمها را زیاد کنید. آگاهی از محیط اطراف و با دقت تمیز کردن ساز و مراقبت از آن میتواند نیاز شما را از رفتن به مغازه تعمیر ساز کم و یا بر طرف کند.

از سایت:harmonytalk.com

نویسنده : taar-setaar
نکاتی که سازندگان تار و سه تار باید بدانند
 
از چسب به جای سریشوم استفاده نکنید

معمولا" آلات موسیقی ای که شامل سیم و دسته هستند، پس از مدت زمانی باید رگلاژ دسته شوند چراکه مقداری جاخوردگی در دسته ساز بوجود می آید. در سالهای اخیر که چسب چوب و دیگر انواع چسبهای صنعتی به بازار آمده، عده ای مبادرت به استفاده از این نوع چسبها می کنند که متاسفانه ساز تولید شده آنان جنبه یکبار مصرف پیدا می کند چون در آینده دور (مثلا 70 یا 80 سال دیگر) پس از هرگونه جاخوردگی، پیچ خوردگی، شکستگی بر اثر حوادث و ضربه، دیگر ساز را نمی توان ترمیم اصولی کرد، چون اصولا" این چسبها باز نمی شوند.

در صورتیکه سازگران قدیم که از چسب گرم سریشم استفاده میکردند به ساز اجازه میدادند تا بتواند قابل تعمیر باشد امروز هم اگر کمی بوی بد سریشم را تحمل کنیم و قدری حوصله و صرف وقت را چاشنی این فن والا و ذیقیمت کنیم، محصولی بهتر و اصولی تر بدست میاید که رضایت نسلهای بعد را نیز به همراه خواهد داشت.

پیش از جاگذاری میخ های بیخ دسته، محل را سوراخ کنید

بر اثر کوبیدن میخ های بیخ دسته تار، پس از گذشت زمان ترکهایی (آن هم در محل خطرناکی مثل بیخ دسته!) ظاهر میشود که برای اجتناب از این خسارت میتوان قبل از کوبیدن هر میخ، با مته هم شماره میخ، سوراخی ایجاد کرد و پس از آن میخ را در سوراخ ایجاد شده با فشاری بسیار کمتر فقط "جا زد" نه آنکه با چکش کوبید.

مشکلات نوازندگان چپ دست

همیشه نوازندگان و هنرآموزان چپ دست تار و سه تار با مشکلاتی روبرو هستند؛ یا ساز را همچون دیگران بدست میگیرند که در این صورت نمیتوانند همچون یک راست دست ساز بزنند و پیشرفت کنند و یا ساز را چپ دست می کنند که در این صورت به چند مشکل دیگر بر می خورند:

اول اینکه همیشه باید ساز خود را به کلاس بیاورند و ببرند. دوم اینکه، اگر جایی سازی ببینند نمی توانند آنرا بیازمایند، دیگران هم در مورد ساز ایشان همین مشکل را دارند. سوم اینکه، ساز انتخابی و خریداری شده آنان ممکن است پس از چپ دست کردن افت شدیدی کند، چراکه سیمهای بالا و پائین جابجا شده است که متاسفانه در این سه مورد تقریبا" چاره ای جز تحمل نیست! ولی در مورد چهارم، هنگامیکه بخواهیم سازی را اصطلاحا" چپ دست کنیم، ناچار باید یک ناو در جهت معکوس با ناو موجود روی دسته ایجاد کنیم.

این عمل که قدری کارگاهی است و نیز موجب مراجعات بعدی میشود و ضمنا پس از نتیجه کار شکل و ظاهری یکسان و قرینه با ناو قبلی حاصل نمیشود، مشکل ایجاد میکند. پیشنهاد اینکه به سادگی کلیه سازها را از ابتدا با دو ناو بسازیم، یعنی هرکدام در یک طرف دسته تار یا سه تار وسپس ساز را به اصطلاح رنگ و لاک کنیم.

شیارهای خرک را تا حد امکان زیاد کنید

بر روی خرک بعضی سازهای جدید فقط به تعداد سیم های آن ساز شیار وجود دارد که پیشنهاد می شود بر روی تاج خرک تا جایی که میسر است شیار بیندازیم، چراکه بعضی کوکهای قدیمی را باید با تغییر محل سیم همراه کنیم؛ ضمن آنکه بدین ترتیب هر نوازنده میتواند به سلیقه خود جای سیمها را تغییر دهد.

از سایت:harmonytalk.com

نویسنده : taar-setaar
تناسبات طلایی در تار يحیی

نتايج تحقيقات علمي و روان شناسي اعلام مي کند که زيباترين اشکال و سطوح از نظر انسان ها، آنهايي هستند که در ابعاد آنها نسبت طلايي بکار رفته است. اين نسبت به عنوان عدد في خوانده مي شود و معادل آن به صورت اعشاري در حدود 1.618 است.اين نسبت را در دوره رنسانس نسبت اسماني و از قرن 19 نسبت طلايي مي خوانند.
با نگاه دقيق به اندازه‌هاي تار يحيي متوجه ميشويم که ابعاد کاسه تار به اندازه 34 در 21 يکي از دقيق‌ترين مستطيل‌هاي طلايي است.(مستطيلي است که نسبت عرض و طول آن 1.618 باشد که از نظر زيبايي‌شناسي شکيل‌ترين و زيبا‌ترين مستطيل است).البته در بعضي از تارهاي آخر يحيي اندازه 35.1 در 21.7 نيز مشاهده شده که همان نسبت طلايي را دارد.
ازطرف ديگر اندازه خطي که کاسه و نقاره را به دو نيم ميکند در پايين‌ترين نقطه اتصال با کف کاسه در فاصله‌ي نسبت طلايي از طول کاسه تار است خرک تار نيز دقيقآ با همين نسبت بروي دهانه تار قرار ميگيرد.
يعني اگر طول کاسه را 34 بدانيم محل قرار گيري خرک در فاصله 21‌سانتي از بيخ دسته است.
علاوه بر اين نيز محل زدن مضراب بر سيمهاي تار در فاصله معکوس محل خرک است.و اين در حالي است که محل ضربه به سيم بر روي سيمهاي سه تار که همين طول سيم مرتعش را دارد در حدود 1.5 تا 2 سانتيمتر جلوتر ،به طرف دسته است.

_DSC4918

طرح در ابعاد دقيق نيست

بدون شک تراشيدن کاسه‌ي تار در ابعاد و تناسبات طلايي فقط مي‌تواند ناشي از چشم زيبايي‌شناس استاد يحيي باشد که نه فقط در ابعاد کاسه بلکه در تراش تمام منحني‌هاي کاسه، نقاره و دهانه‌ها به زيباترين فرم و لطيف‌ترين قوس‌ها و منحني‌ها تجلي يافته است. البته عده اي ممکن است فکر کنند که تناسبات طلايي از ذهن غربي ها و از ديد زيبايي شناسي انان بدست آمده است، در حالي که اين تناسب در ابعاد بدن انسان و در اندازه هاي برگ گياهان و در طبيعت به وفور ديده مي شود .
شايد بد نباشد که به تناسبات طلايي که در ويلن‌هاي استراديواري نيز بکار رفته توجه کنيم. البته اين مطلب در سايت‌هاي مربوط به ويلن‌سازي مورد بررسي قرار گرفته است ولي شايد ديدن ويلن و تناسبات آن جالب باشد.

029

برگرفته از کتاب “هنر طراحي ويلون” نوشته سرجيو موراتف

به هر صورت بايد اذعان کرد که اين بحث فرصت و مطلب بيشتري را مي‌طلبد که شايد در زماني ديگر بتوان آن را بهتر و کاملتر بررسي کرد.

از سایت:raminjazayeri.com

نویسنده : taar-setaar
جلال ذوالفنون(سه تار)

در سال ۱۳۱۶ در آباده متولد شد. در کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در ده سالگی در خانواده ای اهل موسیقی شروع کرد. برای ادامهٔ تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا با سازهای دیگر چون تار و ویلن آشنا شد. ویلن را نزد برادرش محمود ذوالفنون آموخت. در هنرستان از رهنمودهای موسی معروفی در زمینه تکنیک سه‌تار برخوردار شد. هم‌زمان با تأسیس رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبا، به آنجا راه یافت. آشنایی با شخصیت‌های موسیقی ملی ایران از جمله نورعلیخان برومند و دکتر داریوش صفوت، شناخت تازه‌ای از موسیقی اصیل ایران و امکانات وسیع سه‌تار برای وی به ارمغان آورد و از سال ۱۳۴۶ فعالیت خود را روی سه‌تار متمرکز کرد.

او از روش‌های اساتیدی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین راهنمایی‌های احمد عبادی بهره یافت. پس از پایان دانشکده در همان جا و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی به تدریس سه‌تار پرداخت. در این سال‌ها از راهنمایی یوسف فروتن و سعید هرمزی که از نوازندگان قدیمی سه‌تار بودند برخوردار گردید.

جلال ذوالفنون آثار نوشتاری و صوتی فراوانی در زمینهٔ موسیقی ایرانی از خود به جای گذاشته که از بین آنها می‌توان آلبوم‌های گل صدبرگ و آتش در نیستانبا صدای شهرام ناظری را نام برد. همچنین از دیگر آثار او می‌توان به مستانه، سرمستان و شب عاشقان با صدای علیرضا افتخاری و آلبوم شیدایی با صدایصدیق تعریف اشاره کرد.

ذوالفنون سالیان متمادی در زمینه تحقیق و تتبع گام برداشت و کوشید جوانان را با این قلمرو آشنا کند. مهم‌ترین کار وی پس از تحقیق، تدریس بود. کتابی با عنوان گل صدبرگ (به کوشش سروش قهرمانلو) که مجموعه‌ای از نوشته‌ها و خاطراتش درباره موسیقی است، از او منتشر شده‌است.[۲]

جلال ذوالفنون در ۲۸ اسفند ماه سال ۱۳۹۰ در اثر خونریزی داخلی پس از جراحی قلب باز، در بیمارستان البرز کرج درگذشت و به وصیت خودش وبا حضور دوستاران و خویشانش در قبرستان امامزاده طاهر کرج دفن شد.

Jalal Zolfonon.jpg

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نویسنده : taar-setaar
جلیل شهناز(تار و سه تار)

جلیل شهناز (۱ خرداد ۱۳۰۰ اصفهان - ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ تهران) یکی از سرشناس‌ترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر در ایران بود.

زندگینامه:

جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسیدند. پدرش «شعبان‌خان» علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنگ (سارنج) هم از نوازندگان کمانچه بود.

جلیل شهناز، از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

در کتاب «موسیقی‌دانان ایرانی» نوشته پژمان اکبرزاده آمده است: «شهناز نوازندگی در رادیو اصفهان را از سال ۱۳۲۸ آغاز کرد و در سال ۱۳۳۶ به دعوت سازمان رادیو به تهران آمد و در برنامه‌های گوناگونی مانند برنامه گلها، ارکستر حسین یاحقی و... به عنوان تکنواز و همنواز به فعالیت پرداخت. وی همچنین در گروه «یاران ثلاث» (همراه با تاج اصفهانی و حسن کسایی) و گروه اساتید موسیقی ایران کنسرت‌های بسیاری را در داخل و حارج از ایران اجرا نمود. شهناز در برنامه‌های جشن هنر شیراز نیز حضوری فعال داشت.»

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسائی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری،عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری، محمد رضا شجریان، حسن زیرک(خواننده بزرگ کرد)، علی‌اصغر شاه‌زیدی، طباطبائی و محمد اصفهانی همکاری داشته‌است.

وی در دههٔ ۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، محمد اسماعیلی (تنبک) و محمد موسوی (نی) «گروه اساتید موسیقی ایران» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.

وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد.

در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان، گروهی که با آن کار می‌کرد را به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت.

جلیل شهناز، علاوه برنواختن تار، که ساز اختصاصی اوست، با نواختن ویولون، سنتور و تمبک و آواز -سه تار نیز آشنایی کامل دارد؛ که تمام فایلهای صوتی استاد موجود است و در درجه استادانی چون یاحقی -پایور می‌نوازد. معروف است که او در شیوه نوازندگی می‌تواند با ساز خود علاوه برنواختن، آواز هم بخواند.

کیومرث، علیرضا، فرشته، فریبا، فروزنده و نوشین از فرزندان استاد شهنار هستند که در کشورهای آمریکا، فرانسه و ایران اقامت دارند.

درباره شیوه نوازندگی جلیل شهناز

در آیین نکوداشت جلیل شهناز و درویش خان در فرهنگسرای هنر در سال ۱۳۸۵ گفته شده است:

حسن کسائی: شناخت موسیقی کار هرکسی نیست. همه موسیقی را گوش می‌دهند و دوست می‌دارند اما کسی که سره را از ناسره تشخیص بدهد و بتواند درک مقاماتی را که استاد شهناز نواخته‌اند داشته باشد بسیار نادر است. همه ساز می‌زنند و همه خوب ساز می‌زنند ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست. قدرت آقای شهناز در جواب دادن و دونوازی خارق العاده‌است. من ۶۰ سال با ایشان همنوازی کرده‌ام و ساز بنده با ساز شهناز گره خورده‌است.

محمدرضا شجریان: ساز شهناز در من زندگی می‌کند و من با ساز شهناز زندگی می‌کنم. من تنها خواننده‌ای هستم که خودم را شاگرد جلیل شهناز می‌دانم. ساز این نوازنده بی بدیل، یک ساز آوازی است؛ برخلاف دیگر نوازنده‌ها که ۸۰ درصد سازی می‌زنند و فقط ۲۰ درصد آوازی. جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده است؛ چرا که در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است.

داریوش پیرنیاکان: جلیل شهناز هنرمندی است که زاوایای بسیاری در سازش نهفته‌است. وی علاوه براشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی منحصربه‌فردی دیگری نیز داشت. جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشه‌های مهجور، رعایت جمله‌بندی در نوازندگی از جمله ویژگی‌های نوازندگی جلیل شهناز است.

استادپرویز یاحقی: شهناز دفتر تار را بست

یک عمر توان به ساز دمساز شدن   وز ساز نواختن سرافراز شدن
صد سال توان به تار مضراب زدن   اما نتوان جلیل شهناز شدن

درگذشت

جلیل شهناز پس از یک دوره بیماری صبح روز دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ در بیمارستان آراد درگذشت محمدرضا شجریان پس از درگذشت جلیل شهناز گفت: "استاد جلیل شهناز در من شور و عشق آفرید و من با صدای تار شهناز بدین جا رسیدم و کلمهٔ استاد فقط لایق شهناز و استاد جلیل شهناز را بسان حافظ که تکرار ناشدنی‌ست و با احترام به تمام نوازندگان تار پس از استاد شهناز باید دفتر تار ایران بسته شود."

پس از درگذشت جلیل شهناز، رامیز قلی اف نوازنده برجسته تار در جمهوری آذربایجان پیام تسلیتی به همین مناسبت از طریق سفارت جمهوری اسلامی ایران ارسال نمود.

آثار

- آلبوم "عطرافشان" (همراه با تمبک محمد اسماعیلی)."زبان تار" (تا تمبک جهانگیر ملک)...

- کتاب «گل‌های جاویدان» (پانزده قطعه برای تار و سه تار). نت نگاری: هوشنگ ظریف. انتشارات سرود، تهران، ۱۳۷۹. برخی از آلبوم‌های جلیل شهناز:

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نویسنده : taar-setaar
مختصری درباره ی تار و سه تار

این سازها در گروه بندی سازهای موسیقی سنتی ایران در گروه سازهای زهی زخمه ای
 قرار می گیرند .اکثر قریب به اتفاق سازهای زهی زخمه ای تشکیل شده اند از یک شکم در ته ساز ، 
یک گردن یا دسته ( محل قرار گرفتن انگشتان دست چپ) و یک  سر که گوشی های مربوط به کوک
 در آنجا قرار گرفته اند .
در ساز تار ، قسمت شکم دو قسمتی است که به قسمت کوچکتر نقاره و به قسمت بزرگتر 
کاسه می گویند .

تار                                   
تار از بیش از یکصد سال گذشته یکی از سازهای مهم و محبوب موسیقی ایرانی به شمار می آید و 
مورد توجه همه ی طبقات مردم قرار گرفته است .
این ساز دارای 4 قسمت : پنجه - دسته - کاسه و نقاره می باشد که روی قسمت کاسه و نقاره پوست 
کشیده شده است .
این ساز در گزوه سازهای زهی زخمه ای و دسته ی آن دارای دستان بندی ( پرده بندی )می باشد .
روی ساز امروزه 28 پرده بسته می شود که 15 عدد سه لایی و 13 عدد 4 لایی است .جنس پرده ها از زه
 یا روده ی گوسفند بوده که اخیرا از نوع نخی و پلاستیکی آن نیز استفاده می کنند .تار دارای 6 
سیم فلزی که سیم های اول و دوم و پنجم از آلیاژی فولادی و سیم های دیگر از جنس
 آلیاژ روی - مس و برنز است . این ساز توسط مضراب یا زخمه ای به طول حدود سه سانتی متر 
نواخته می شود .

سه تار    

این ساز دارای 4 سیم می باشد و سیم ها توسط ناخن انگشت سبابه نوازنده مرتعش می شود .
این ساز هم مانند تار دارای پرده بندی می باشد . وسعت صوتی این ساز مشابه تار 
دو اکتاو و یک ششم کوچک است .
کاسه ساز چوبی و تقریبا کروی که سطح آن گلابی شکل است می باشد. روی کاسه 
صفحه ی نازک چوبی تعبیه شده و به منظور خروج صدا چند سوراخ روی آن قرار دارد .
تار و سه تار دارای یک خرک می باشند که روی چوب کاسه(در سه تار ) و پوست کاسه 
( در تار ) قرار می گیرد و در سمت دیگر شیطانک وجود دارد که جدا کننده ی دسته از پنجه می باشد .
  
از معروف ترین نوازندگان تار می توان به میرزا عبدالله - علی اکبر شهنازی - آقا حسینقلی - 
موسی معروفی - کلنل علینقی وزیری - درویش خان -لطف الله مجد - نصرالله زرین پنجه - 
نورعلی برومند - جلیل شهناز - محمد رضا لطفی و حسین علیزاده - داریوش طلایی - 
هوشنگ ظریف - فرهنگ شریف اشاره کرد .
از نوازندگان بزرگ سه تار نیز می توان از احمد عبادی و جلال ذوالفنون و مسعود شعاری یاد کرد .

 
            جلال ذوالفنون                    علی اکبر شهنازی                  جلیل شهناز

  
      هوشنگ ظریف    میرزا عبدالله     فرهنگ شریف-محمدرضا لطفی احمد عبادی
honaroandishe.com

نویسنده : taar-setaar
ردیف در موسیقی ایرانی

ردیف در لغت به معنی پشت سر هم قرار گرفتن است. در موسیقی دستگاهی ایران به طرز قرار گرفتن آهنگ‌ها و نغمات موسیقی، ردیف می‌گویند و هر یک از این آهنگ‌ها، گوشه نامیده می‌شود. گوشه‌ای که وسعت صوتی‌اش از همه پایین‌تر است، معمولاً به عنوان اولین گوشه انتخاب می‌شود و درآمد نامیده می‌شود و گوشه‌های دیگر به دنبال آن آورده می‌شوند. گوشه‌ها بنا به ذوق و سلیقه استادان موسیقی دستگاهی ایران جمع‌آوری شده و در مقامات موسیقی ایرانی با نظم و ترتیب خاصی ردیف شده‌اند.

دستگاه‌های موسیقی ایران

ردیف معمولاً به هفت مجموعهٔ مرتب خاص و مشخص (که دوبه‌دو اشتراک دارند) تقسیم می‌شود. هریک از این مجموعه‌ها دستگاه نامیده می‌شوند. این دستگاه‌ها عبارت‌اند از:

شور

سه‌گاه

چهارگاه

همایون

ماهور

نوا

راست‌پنجگاه

که هرکدام توالی و مدگردی مخصوص به خودشان دارند و معمولاً با شخصیت مُدال و گردش ملودی آغازشان شناخته می‌شوند.

در نتیجهٔ جابه‌جایی نقش درجات هر دستگاه، حالات دیگری از آن ایجاد می‌شود که با تثبیت هر یک از این حالات، نغمه جدیدی حاصل می‌شود که به آن آواز گفته می‌شود. هر یک از این آوازها خود نیز دارای ردیف خاصی از نظر ترتیب درآمدها و گوشه‌ها هستند و به طور مستقل اجرا می‌شوند. آوازها عبارتند از:

ابوعطا (دستان عرب)، بیات ترک (بیات زند)، دشتی، افشاری که از متعلقات دستگاه شور هستند.

بیات اصفهان که از مشتقات دستگاه همایون است.

بدین ترتیب هفت دستگاه و پنج آواز، ردیف موسیقی دستگاهی ایران را تشکیل می‌دهند.

در بعضی روایت‌های ردیف، دو آواز بیات کرد (از متعلقات دستگاه شور) و شوشتری (از متعلقات همایون)هم به آنها اضافه می‌شوند.

روایت‌ها

ایجاد و پرورش ردیف موسیقی سنتی ایرانی و تغییر نظام مقامی (که در آن، مبنای کار قطعه‌های طولانی قابل تجزیه ولی دارای هویت مستقل هستند که «مقام» نامیده می‌شوند) به نظام ردیفی (که در آن، مبنای کار قطعه‌هایی کوتاه هستند که در کنار هم شخصیت «دستگاه» را تشکیل می‌دهند) را معمولاً به آقا علی‌اکبر فراهانی و دو پسرش، میرزاعبدالله و آقاحسینقلی نسبت می‌دهند. همکاران و شاگردان اینان، به‌نوبهٔ خود، قطعات مختلفی را به شیوه‌های مختلف به این مجموعه اضافه یا از آن کم کردند و اجراهای مختلفی از آن ارائه کرده‌اند. معمولاً به هر مجموعهٔ خاص، نام گردآورندهٔ مجموعه اضافه می‌شود (مثلاً، ردیف میرزاعبدالله یا ردیف آقاحسینقلی یا ردیف حسین‌خان اسماعیل‌زاده) و اگر کسی آن را نقل کرده باشد اسم نقل‌کننده هم اضافه می‌شود (برای نمونه، ردیف میرزاعبدالله به‌روایت نورعلی‌خان برومند). معمولاً معتقدند که ردیف، استخوان‌بندی و در نتیجه، «هویت» ثابتی دارد و تفاوت گردآوری‌ها و روایت‌های مختلف، تنها در جزئیات، توالی و پرداخت گوشه‌ها است. مثلاً در نسخه‌هایی از ردیف که برای آواز تنظیم شده‌اند، معمولاً از وزن‌های سنگین‌تر و مناسب خوانده‌شدن با شعر استفاده می‌شود. به عنوان مثالی دیگر، ردیف آقاحسینقلی از ردیف میرزاعبدالله کوتاه‌تر و پرکارتر است، احتمالاً به‌این دلیل که میرزاعبدالله بیشتر به تعلیم می‌پرداخته و آقاحسینقلی بیشتر به نوازندگی.

بعضی از روایت‌های مشهورتر ردیف از این قرارند:

ردیف میرزاعبدالله (به‌روایت نورعلی‌خان برومند)

ردیف آقاحسینقلی (به‌روایت علی‌اکبرخان شهنازی)

ردیف موسی‌خان معروفی (مشهور است که موسی‌خان، همهٔ گوشه‌هایی را که می‌شناخته در این ردیف گرد آورده‌است)

ردیف ابوالحسن صبا

ردیف (آوازی) عبدالله‌خان دوامی

ردیف سعید هرمزی

ردیف حسن الیاسی

منبع:ویکی پدیا

نویسنده : taar-setaar
توصیه های مربیان بزرگ موسیقی به هنرجویان

 

1- هر روز زمان معیّنی تمرین کردن، بهتر از آن است که فقط یک روز در هفته ولی به مدّت طولانی تمرین کنید!

2- هرگز نگویید باید تمرین کنم، بلکه بگویید می خواهم تمرین کنم!

3- کُند نواختن و تند نواختن هر دو خطاهای بزرگی هستند!

4- ساز خود را دوست بدارید!

5- با آرامش و شادی تمرین کنید!

6- کسی که تلاش نمیکند نباید انتظار پیشرفت و تشویق داشته باشد!

7- هر درس جدید را ابتدا با سرعت کم تمرین کنید و سپس به تدریج به سرعت اصلی برسانید!

8- کسی که هر روز تمرین می کند زودتر و بهتر درس ها را فرا میگیرد!

9- هنگام اجرا برای دیگران، در انتخاب قطعه دقّت کنید: بهتر است قطعه ی متوسّطی را خوب بنوازید تا قطعه ی سختی را متوسّط!

10- هنگام تمرین همیشه فکر کنید معلّمتان ناظر بر تمرین شماست!

11- تمرین، استادساز است!

tar-3tar.persianblog.ir

نویسنده : taar-setaar

آخرین عنوان های مطالب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران